2-4-2- سوال های فرعی:
1- اصول تعلیم و تربیت از دیدگاه مقام معظم رهبری کدامند؟
2- روش های تعلیم و تربیت از دیدگاه مقام معظم رهبری کدامند؟
3- عوامل موثر بر تعلیم و تربیت از دیدگاه مقام معظم رهبری کدامند؟
4- بررسی میزان آگاهی اساتید تعلیم و تربیت دانشگاه علوم انتظامی از اصول، روش ها و عوامل موثر بر تعلیم و تربیت از دیدگاه مقام معظم رهبری چه اندازه است؟
1-5- اهمیّت و ضرورت تحقیق:
در اهمیّت تعلیم و تربیت سوره حمد پس از بسم الله الرحمن الرحیم آمده است (الحمدُ لله رب العالمین) یعنی حمد و ستایش مخصوص خداوند است که پروردگار عالمیان است و این نشان از اهمیّت امر تربیت دارد که یکی از افعال مهم خداوند است اهمیّت آن از جایگاهی که در قرآن و در زندگی مسلمانان دارد آشکار است قرآن با این کلام آشکار شده و با حمد و ستایش خداوند نیز همراه است بر هر مکلفی واجب است در هر شبانه روز ده مرتبه در نمازهای واجب و یومیه در سوره حمد این جمله را بخواند و علاوه بر آن در نمازهای واجب دیگر و نمازهای مستحبی پروردگار را حمد و ستایش بگوید. اوّلین آیاتی که بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد آیات مربوط به تعلیم و تربیت است (سوره العلق) بنابراین وحی با حرکت علمی آغاز شد (مکارم شیرازی 74/159).
با توجه به مطالب فوق و اشاراتی که در سابقه بیان گردید می توان به اهمیّت و جایگاه تعلیم و تربیت و اثرات مثبت آن در زندگی فردی و اجتماعی پی برد.
حال اساتید دانشگاه علوم انتظامی که بعنوان الگوی نظری و عملی آینده سازان نیروی انتظامی هستند و نتیجه کار آنان در جامعه همواره تبلوری از تعلیم و تربیت آنان می باشد به چه میزان از اصول و روشها و عوامل موثر بر تعلیم و تربیت از دیدگاه مقام معظم رهبری آگاهی دارند.
1-6- چه کاربردهایی از انجام این تحقیق متصور است:
1- بکارگیری آن برای مدرسان دانشگاه علوم انتظامی
2- بکارگیری آن برای استفاده فراگیران در مراکز آموزش ناجا، ساعس و حفا ناجا
3- استفاده مرکز مطالعات و تحقیقات سازمان عقیدتی سیاسی ناجا از اصول، روش ها و عوامل موثر بر تعلیم و تربیت از دیدگاه مقام معظم رهبری
1-7- استفاده کنندگان از نتیجه پایان نامه اعم از موسسات آموزشی، پژوهشی، دستگاه های اجرایی و غیره:
1. دانشجویان دانشگاه نیروی انتظامی
2. مراکز آموزش ناجا و ساعس و حفا ناجا
3. دانشجویان و دیگر فراگیران کارکنان نیروهای مسلح اعم از ارتش، سپاه و بسیج
4. دفتر مطالعات و تحقیقات ناجا و ساعس ناجا
5. دیگر دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی
1-8- جنبه جدید بودن و نوآوری طرح چیست؟ (توسط استاد راهنما تکمیل شود):
با توجه به اینکه آنچه تاکنون صورت گرفته معمولاً جنبه نظری داشته است این تحقیق هم نظری است یعنی به تبیین دیدگاه مقام معظم رهبری می پردازد و هم کابردی و عملیاتی است زیرا به تطبیق دیدگاه مقام معظم رهبری و آنچه در عمل در دانشگاه علوم انتظامی صورت می گیرد می پردازد بنابراین از این حیث، کار نو محسوب می گردد.
2-1- مقدمه:
انسان موجودی مستعد و شگفت انگیزی است که خداوند این قابلیت را در او به ودیعه گذاشته است که همواره بتواند سره را از ناسره، درست را از نادرست، کجی را از راستی و خوبی را از بدی تشخیص دهد و هرکدام را به دلخواه خود انتخاب نماید و گاهی این انسان با داشتن هوش و ذکاوت و استعداد درونی از راه راست خارج شده و به انحراف کشیده می شود و رو به خزان و زیانکاری می رود که نه تنها به خود بلکه به دیگران هم آسیب می رساند گاهی از حد تصور نیز خارج می شود و به فرموده قرآن کریم از حیوان نیز پست تر می شود. البته شکی نیست که وجود انسان ها همگی بر گرفته از فیض و رحمت لا یتناهی خداوند بزرگ است که رحمت و برکات خود را مثل باران بر همه می باراند . سوال پس چرا با توجه به اینکه اصل و اساس یک انسان از یک منشاء است این همه تضاد و چندگانگی و عداوت و کینه توزی و سرگشتگی در میان انسان ها مشاهده می شود؟ چرا بعضی از انسان ها به جای راه خیر، راه شر را انتخاب می کنند؟ چرا به جای مهرورزی و دوست داشتن، عداوت و دشمنی را پیشه خود می کنند؟ چرا با تمام توانایی هایی که در آنان امانت گذاشته شده و می توان در راه رسیدن به کمال از آن استفاده نماید با نهایت تعجب در راه باطل به کار می برد؟ و چراهای دیگر حال با بیان این چراها می خواهیم به اهمیّت موضوعی پی ببریم تا شاید نتیجه آن علت این همه دوگانگی و تفاوت و تضاد را روشن نماید مسئله مهمی که امروزه تمامی متفکران و اندیشمندان حوزه تربیتی به درستی به آن اشاره می نمایند و به تاثیر آن صحه می گذارند. مسئله ای که در حال حاضر تمامی جوامع مختلف با تمام قوای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی در تلاشند که آن را در مسیر خواسته خود قرار دهند و بهره لازم را از آن ببرند و آن چیزی نیست به جزء تعلیم و تربیت که یکی از اساسی ترین مسائل جوامع بشری است البته این مسئله فقط مختص به زمان خاصی نیست اگر تاریخ را بررسی نماییم می بینیم که اساس رسالت و بر انگیختن پیامبران الهی همگی بر این پایه استوار است و همگی آنان متفق القولند که با تعلیم و تربیت انسان را به راه راست هدایت نمایند و استعدادهای درونی او را شکوفا نمایند و به مقام خلیفه الهی برسانند که این میسر نمی شود مگر با تربیت صحیح. در بیان امام خمینی (ره) که خود معلمی بود که رسالت انبیاء را بر دوش کشید و جهانی را متحول ساخت و فرمود: انبیاء آمدند که ما را هوشیار کنند – تربیت کنند – انبیاء برای انسان آمده اند و برای انسان سازی آمده اند کتب انبیاء کتب انسان سازی است قرآن کتاب انسان سازی است. موضوع علم انبیاء انسان است و هر چه جهت حرف با انسان است. انسان منشاء همه خیرات است و اگر انسان نشود منشاء همه ظلمات است. این موجود بر سر دوراهی واقع است یک راه، راه انسان و یک راه، راه منحرف از انسانیت است تا از چه حیوانی سر بیرون بیاورد.
و در جایی دیگر می فرماید تنها راه تربیت و تعلیم راهی است که از ناحیه وحی مربی همه عالم رب العالمین و از ناحیه حق تعالی ارائه شود و آن علمی است که انسان را به کمال مطلوب می رساند. (به نقل از دلشاد: 1382/ 3)
و شهید مطهری به درستی درباره تعلیم و تربیت بحث ساختن انسان رامطرح می نماید و می فرماید:همانطوری که یک مکتب دارای هدف های مشخصی است و مقررات همه جانبه ای دارد به اصطلاح سیستم حقوقی و سیستم اقتصادی و سیستم سیاسی دارد نمی تواند یک سیستم خاص آموزشی نداشته باشد و این هدف خاص آموزشی خواه برای فرد یا جامعه باشد که اگر هدف جامعه باشد بالاخره این افراد هستند که بوسیله آنها باید اصل طرح ها پیاده شود افراد باید آموزش ببینند و اگر هدف فرد باشد بدیهی است که آموزش وپرورش افراد ضروری است. (شهید مطهری 1373)
و یا مقام معظم رهبری که خود بعنوان کسی که در راس جامعه اسلامی دارای تربیت الهی است و در این تحقیق سعی می شود به بررسی اصول و روش ها و عوامل موثر بر تعلیم وتربیت از دیدگاه ایشان و میزان آگاهی اساتید دانشگاه علوم انتظامی از آنها پرداخته شود در اهمییت تعلیم وتربیت می فرماید هیچ آباد کردنی به قدر آباد کردن روان انسان و فکر انسان که در حقیقت راه آینده اورا ترسیم می کند نمی رسد. (بانکی پورفرد و قماشچی 76: 1380)
2-2- تعریف تربیت:
از نظر لغوی وازه تربیت از ریشه “ربو” و باب تفعیل است در این ریشه معنای زیادت و فزونی اخذ شده است و در مشتقات مختلف آن می توان این معنا را به نوعی بازیافت مثلا به تپه “ربوه” گفته می شود زیرا نسبت به سطح زمین برآمده است نفس زدن را “ربو” گویند به سبب اینکه موجب برآمدن سینه است “ربا”نیز از آن رو که زیادتی بر اصل مال است به این نام خوانده می شود البته تنها به نوع خاصی از زیادت بر اصل مال ربا اطلاق شده است نه به هرگونه زیادتی برای مثال برکت که نوعی زیادت بر اصل است ربا محسوب نمی شود. (باقری ج یک 51:1390)
تربیت به معنای پروردن پروراندن پرورش دادن و ادب واخلاق به کسی یاد دادن (عمید 538:1389) و در اصطلاح نیز تعاریف زیادی در این باره شده است که به عنوان مثال از نظر حضرت آیت الله خامنه ای تربیت به معنای رشد و حرکت شئ به سمتی است که آن شئ کمال خود را باز می یابد و برای مثال تربیت یک نهال یا یک بوته گل به این معناست که ما این نهال یا بوته را رشد بدهیم تا برگ و بار پیدا کند و میوه بدهدو ضمن اینکه خود این نهال یا بوته از لحاظ ظاهری و زیبایی باید شکل کامل خود را پیدا کند میوه اش هم باید میوه سالم وشیرینی باشد. (بانکی پورفرد، قماشچی 1384:53)
و یا در تعریفی ازامام خمینی از قوه به فعل رساندن استعدادهای نهفته فطرت انسانی درجهت الهی شدن اوست. (امام خمینی 1388: 28)
ویا اینکه “تربیت” نوعی تردید نفس و باطن است و از طریق اعتدال بخشی به قوا و تمایلات بوسیله معرفت ریاضت و استمرار برای نیل به انس و قرب الهی. (شریعتمداری 35:1378)
صرف نظر از تعاریفی که ازجنبه های مختلف اخلاقی – اجتماعی – فلسفی مورد برسی واقع می شود در تعاریف تربیت نکته اشتراکی نیز وجود دارد که می توان به آن اشاره کرد.
– یکی اینکه نوعا مربوط به انسان می شود و موضوع بحث آن درباره رشد و تکامل اوست.
– اینکه در تربیت ارتباط میان دو کس است یعنی یکی بر دیگری تاثیرگذار است یکی بالغ و دیگری نابالغ .
– اینکه تربیت یک عمل هدفدار است.
– اینکه درنهایت متربی باید کامل شود یعنی در واقع باید به قرب الهی برسد.
– اینکه در این عمل به قابلیت رسیدن استعدادهای درونی افراد است.
2-3- مفهوم تربیت:
تربیت از مفاهیم و پدیده هایی است که در خصوص مفهوم آن توافق فلسفی و وحدت دیدگاه کمتر وجود دارد به این لحاظ که هر مکتب و مسلکی برمبنای فلسفی خود تعریف ویژه ای برای تربیت ارائه می کند شاید بتوان قدیمی ترین و در عین حال روان ترین وساده ترین تعریف را به افلاطون نسبت داد وی می گوید: تربیت زیباترین چیزی است که دربهترین انسان ها آشکار می شود.
و یا ارسطو گفته است تربیت ایجاد فضیلت فردی و نیز فضیلت اجتماعی و مدنی است.
و یا پستالوزی تربیت را رشد طبیعی و تدریجی همه استعداد ها نبرد های گوهرین در انسان ها می داند و جان دیویی تربیت را با رویکردی جامعه شناسی امری اجتماعی می داند که می توان آن را بازیابی پیاپی تجربه برای افزایش گستره ی ژرفای محتوای اجتماعی آن دانست. در عبارتی خلاصه تربیت از نظر وی یعنی کسب تجربه بوسیله تجربه و برای بازسازی تجربه شهید مطهری نیز تربیت را پرورش دادن و به فعلیت رساندن استعدادها و ایجاد تعادل و هماهنگی میان آنها می داند تا از این راه متربی به حد اعلای کمال برسد.
( تقی پور ظهیر به نقل از جعفری طوسی، 1389: 15)
2-4- تعریف تعلیم:
تعلیم نیز مصدر باب تفعیل است و از ماده علم اشتقاق یافته و در لغت به معنای آموختن، آگاهانیدن و یاد دادن است. در هر صورت تعلیم بدین معناست که متعلم از علم و آگاهی برخوردار می گردد و آنچه را که پیش از این نداشته به دست می آورد. (بهشتی، 1387: 42)
در قرآن کریم نیز تعلیم به معنای انتقال آگاهی و دانایی است. انتقال آگاهی در مورد جماد و نبات نمود ندارد اما در مورد انسان و حیوان انتقال آگاهی تحقق دارد و در قرآن کریم هم به آن اشاره شده است: علّم الانسانَ ما لم یَعلَم – (علق 5 ) آنچه را که انسان نمی دانست به او آموخت.
و در مورد حیوان: و ما عَلّمتُم مِن الجَوارِح مُکَلّبینَ تُعَلِّمونَهُنَّ مِما عَلَّمَکُمُ الله – (مائده، 4) از آنچه برای مردمان حلال است صید حیوانات شکارگر است که به عنوان مربیان سگ های شکاری از آنچه که خدایتان آموخته به آنها تعلیم داده اید.
2-5- رابطه تربیت با تعلیم:
در تعریف تربیت آوردیم که برانگیختن و فراهم آوردن موجبات رشد و پرورش و شکوفایی استعدادها و قابلیتها و توانایی های انسان به منظور رسیدن به کمال و سعادت مطلوب است و در تعریف تعلیم نیز آوردیم که به معنای آموختن، آگاهانیدن و یاد دادن است و در هر صورت تعلیم بدین معناست که متعلم از علم و آگاهی برخوردار می گردد و آنچه را که پیش از این نداشته به دست می آورد.
پس یک نوع ارتباط معقول و آمیختگی در تعلیم و تربیت وجود دارد که به طور معنا داری آنان را به هم پیوند می زند چون این ارتباط توسط کسی برقرار می شود که در اصطلاح می توان در تعلیم به آن معلم و در تربیت مربی گفت.
مقام معظم رهبری در بیانی می فرماید:
تعلیم از تربیت نباید جدا باشد و تعلیم باید با تربیت آمیخته باشد. سعی کنید در مدارس تربیت یک لحظه متوقف نشود. البته بهترین شکل کار این است که معلم مربی نیز باشد و در این فکر باشید که در آینده هم معلم و هم مربی باشید. (بانکی پور فرد، 1380: 55)
2-6- تفاوت تعلیم با تربیت:
در تفاوت تعلیم با تربیت می توان به نکات زیر اشاره کرد:
2-6-1- مفهوم تربیت وسیعتر از تعلیم است.

همان طور که اشاره شد تعلیم به معنای انتقال آگاهی و دانایی است. انتقال آگاهی و دانایی در مورد جماد و نبات نمود ندارد اما در مورد انسان و حیوان انتقال آگاهی تحقق دارد و در تربیت علاوه بر انسان و حیوان نبات نیز شامل می شود.
2-6-2- تربیت به رشد مثبت می انجامد ولی در تعلیم شامل آگاهی مثبت و منفی است.
تربیت تنها در موردی به کار می رود که منجر به رشد مثبت متناسب با انسان وجود داشته باشد اما تعلیم شامل آگاهی های مثبت و منفی است. قرآن کریم در داستان موسی و خضر می فرماید موسی به خضر گفت آیا تو را پیروی کنم تا آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی: قالَ لهُ موسی هَل اَتَبعُکَ علی اَن تُعَلّمَنِ ممّا علمتُ رُشداً (کهف، 66). ولی در آیه ای دیگر از تعلیم و انتقال آگاهی که موجب فساد و اختلاف است سخن می گوید: و آنان از آن دو فرشته چیزهایی می آموختند که بتوانند بوسیله آن میان مرد و همسرش جدایی بیفکند. (بقره، 102)
به هر حال تربیت هم عوامل و تمامی زمینه هایی را که می تواند در جهت پرورش و شکوفایی توانائیها و قابلیتهای آدمی موثر باشد در بر می گیرد اما تعلیم تنها به بخشی از عوامل یعنی به انتقال آگاهی و معلومات ارتباط دارد و به عبارت دیگر تربیت شامل همه توانمندیها و استعدادهاست اما تعلیم آموزش است. (بهشتی، 1387: 44و43)
2-6-3- اهداف تربیت گسترده تر از اهداف تعلیم است:
بوسیله ی تربیت می توان تمامی استعدادهای جسمانی و روحانی و عقلی و عاطفی انسان را رشد داد. اما تعلیم فقط به افزایش معلومات ذهنی متربی کمک می کند، لذا اهداف تربیت گسترده تر از اهداف تعلیم است.
2-6-4- تعلیم جنبه ی ذهنی و تربیت جنبه ی عملی دارد.
یعنی چه بسا افرادی که علم و آگاهی نسبت به بسیاری مسائل دارند اما به هیچ یک از آنها عمل نمی کنند اما تربیت جنبه ی عملی دارد یعنی تربیت هنگامی اطلاق می شود که انسان علم و آگاهی خود را به کار گیرد. ولی تعلیم به معارفی محدود که معلم آن را به شاگردان القاء می کند. لیکن معارف و معلومات نمی توانند همیشه به عنوان یک عامل نیرومند و مؤثر برای عمل و رفتار باشند آنگاه معلومات انسان می تواند سازنده و سامان بخش باشد که در زندگانی و طرز رفتار او مورد استفاده قرار گیرد. (چراغ چشم به نقل از جعفری طوسی، 1389: 16)
در این رابطه مقام معظم رهبری که بیانات ایشان در این تحقیق فصل الخطاب است می فرمایند:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در مورد تربیت باید توجه کنیم که منظور از تربیت فقط فراگیری نیست بلکه بالاتر از فراگیری یک چیز دیگری وجود دارد که آن تربیت به معنای خاص است چون تربیت در اصطلاح عام شامل تعلیم هم می شود پس تربیت در اصطلاح خاص چیزی غیر تعلیم است و تعلیم به معنای یادگرفتن است، اما تربیت به معنای شدن به شکل خاصی در آمدن و یک هویت درست و مطلوبی پیدا کردن است که شامل تربیت های اخلاقی، تربیت های دینی و به اصطلاح تزریق اخلاقیات در وجود انسان می شود و لذا آدمی که صبر، شجاعت یا حلم را با تربیت یاد می گیرد، این آدم مثل کسی است که از رحم مادر شجاع یا حلیم بدنیا آمده باشد یعنی خصیصه ی شجاعت و حلم جزء طبیعت او می شود. (بانکی پور فرد 1380: 55)

  • 1

دیدگاهتان را بنویسید