2-1- ادبیات تحقیق14
2-2- مبانی نظری و تاریخچه تحقیق17
2-2-1 وسایل ارتباط جمعی17
2-2-1-1 تعریف لغوی ارتباط17
2-2-1-2 تعریف اصطلاحی ارتباط18
2-2-1-3 اصطلاح وسایل ارتباط جمعی چه امور و پدیدههایی را در بر میگیرد19
2-2-1-4 ایجاد ارتباط جدید در مرحله صنعتی19
2-2-1-5 خصلت رسانههای ارتباط جمعی20
2-2-2 کارکردهای رسانه‌ها21
2-2-2-1 اجتماعی شدن21
2-2-2-2 اطلاع رسانی به افکار عمومی22
2-2-2-3 پرکردن اوقات فراغت افراد23
2-2-2-4 سایر کارکردهای رسانه24
2-2-3 تأثیرات رسانه ها24
2-2-3-1 به لحاظ ابزار انتقال پیام24
2-2-3-2 به لحاظ حوزه تأثیر جغرافیایی24
2-2-3-3 به لحاظ تأثیر بر مخاطبین25
2-2-3-4 به لحاظ نوع مالکیت و نحوه اداره آنها26
2-2-4 مصادیق رسانه ها26
2-2-4-1 رسانه های نوشتاری26
2-2-4-1-1 مطبوعات و مجلات26
2-2-4-1-2 کتب و مقالات27
2-2-4-2 رسانه های مبتنی بر داده های دیجیتالی27
2-2-4-3 رسانه های صوتی27
2-2-4-4 رسانه های دیداری28
2-2-4-4-1 تلویزیون28
2-2-4-4-2 سینما28
2-2-4-4-3 بازیهای رایانهای29
2-2-4-4-4 ماهواره29
2-2-5 تاریخچه مسؤلیت کیفری اطفال (بزهکاری اطفال) در ادوار مختلف30
2-2-5-1 شرایط مسؤلیت کیفری کودکان بزهکار در ایام باستان30
2-2-5-2 شرایط مسؤلیت کیفری کودکان بزهکار در مذاهب گوناگون32
2-2-5-3 شرایط مسؤلیت کیفری کودکان بزهکار در مکتب کلاسیک33
2-2-5-4 شرایط مسؤلیت کیفری کودکان بزهکار در مکتب نئوکلاسیک35
2-2-5-5 شرایط مسؤلیت کیفری کودکان بزهکار درمکتب تحققی36
2-2-6 تاریخچه بزهدیدگی به همراه انواع آن38
2-2-6-1 انواع بزه دیدگان38
2-2-6-1-1 زنان و دختران بزه دیده39
2-2-6-1-2 کودکان بزه دیده39
2-2-6-1-3 ناتوانان بزه دیده39
2-2-6-1-4 اشخاص حقوقی بزه دیده40
2-2-6-1-5 بزه دیدگان جرائم رایانهای40
فصل سوم: رسانه های دیداری و تحریک و تسهیل بزهکاری و بزهدیدگی در کودکان
3-1- رسانه های دیداری و تحریک بزهکاری و بزهدیدگی درکودکان42
3-1-1 تفسیر لغوی و اصطلاحی تحریک42
3-1-2 مصادیق تحریکات رسانهای متضمن تحریک بر بزهکاری و بزهدیدگی درکودکان44
3-1-2-1 اشاعه الگوهای تبلیغاتی انحراف آمیز44
3-1-2-1-1 تبلیغات تجاری و تأثیر آن برکودکان45
3-1-2-1-2 تبلیغات مذهبی و تأثیرآن برکودکان46
3-1-2-2 عدم امکان تطبیق مضامین رسانهای با وضعیت کودکان46
3-1-2-2-1 ایجاد ترس و اضطراب و تأثیرآن برکودکان48
3-1-2-2-2 عارضه بلوغ زودرس درکودکان49
3-1-2-2-3 اختلالات پنداری51
3-1-2-2-4 انحراف در فرهنگ پذیری کودکان53
3-1-2-2-5 ایجاد حس بزرگبینی درکودکان و ملاک ارزیابی آن55
3-1-2-3 قهرمان طلبی و ایجاد حس شهرت طلبی درکودکان57
3-1-2-4 ایجاد زمینه خشونت رسانهای و تأثیرآن برکودکان58
3-2- رسانههای دیداری و تسهیل بزهکاری و بزهدیدگی درکودکان59
3-2-1- عادی نشان دادن بزهکاری و بزهدیدگی کودکان60
3-2-1-1 نظریه مشارکت هدایت شده و تأثیر آن برکودکان60
3-2-1-2 همسان سازی انحراف آمیز رسانهای و تأثیر آن برکودکان60
فصل چهارم: نقش انواع رسانههای دیداری در ایجاد زمینه بزهکاری و بزهدیدگی در کودکان
4-1- نقش انواع رسانه های دیداری در ایجاد زمینه های بزهکاری و بزهدیدگی درکودکان63
4-1-1 رابطه تلویزیون با کودکان63
4-1-1-1 کارکردهای تلویزیون و تأثیر آن برکودکان64
4-1-1-1-1 ایدئولوژی حاکم بر تلویزیون و تأثیرآن برکودکان64
4-1-1-1-2 قابلیتهای تلویزیون برکودکان64
4-1-1-1-3 آگهیهای تلویزیونی و تأثیرآن برکودکان65
4-1-1-2 تلویزیون وتأثیرآن برروابط بین کودکان با خانواده و همسالان66
4-1-1-3 خشونت در تلویزیون و تأثیرآن بر ایجاد زمینه بزهکاری و بزهدیدگی درکودکان66
4-1-1-4 راههای مقابله با کارکردهای منفی تلویزیون69
4-1-2 نقش سینما و تأثیرآن برکودکان70
4-1-2-1 مقایسه بین سینما و تئاتر70
4-1-2-2 مقایسه بین سینما و تلویزیون71
4-1-2-3 تأثیر فیلم سینمایی برکودکان73
4-1-2-4 نقش سینما و فیلمهای سینمایی بر ایجاد زمینه بزهکاری و بزهدیدگی درکودکان74
4-1-3 نقش بازیهای رایانهای برکودکان76
4-1-3-1 چالش طلبی موجود در بازیهای رایانهای و تأثیرآن برکودکان76
4-1-3-2 مشکلات اجتماعی عمدهی بازیهای رایانهای برکودکان78
4-1-3-3 تأثیرات خوب و بد بازیهای رایانهای برکودکان79
4-1-3-4 نقش بازیهای رایانهای در ایجاد زمینه بزهکاری و بزهدیدگی درکودکان80
4-1-4 تأثیر ماهواره بر خانواده وکودکان82
4-1-4-1 آسیب شناسی استفاده از ماهواره83
4-1-4-1-1 به عنوان چشم اندازهای شیطانی83
4-1-4-1-2 بحران گذار در خانواده ایرانی و تأثیرآن برکودکان84
4-1-4-2 تأثیر ماهواره بر بزهکاری و بزهدیدگی خانواده وکودکان86
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1- نتیجه گیری90
5-2- پیشنهادات93
منابع و مأخذ95
فهرست منابع فارسی95
فهرست منابع انگلیسی99
چکیده انگلیسی100
چکیده
امروزه رسانههای دیداری به عنوان یکی از ابزارهای اصلی انتقال و گسترش ارزشهای فرهنگی و اجتماعی، در رفتار کودکان و تغییر روابط اجتماعی آنان دارای نقش مهمی هستند. رسانهها به تأسیسات و سیستمهای فنیای اطلاق میشوند که ارسال، نقل و انتقال، ارتباط و دریافت اطلاعات را میسر میسازند و مهمترین ویژگی آنها عظمت نفوذ، گستردگی حوزه ی عمل و ماندگاری طولانی مدت اثرات آنها میباشد. رسانهها می توانند با توجه به کارکردها و اوصاف شایان به ذکر خود در تبیین قانون و مقررات، اجتماعی کردن افراد، اطلاعرسانی به آنها و پرکردن اوقات فراغتشان نقش بسیار مهمی را ایفاء کنند. عصری که در آن قرار داریم، عصر ارتباطات و عصر سلطه پدیده رسانه بر زندگی انسانهاست. بیگمان رسانهها موفق گشتهاند افکار و عقاید انسانهای بیشماری را دستخوش تغییر سازند. تمدن منحط غرب برای ترویج سکولاریسم اقدام به تأسیس هزاران شبکه رادیویی و تلویزیونی کرده است که به صورت شبانه روزی برنامههای گوناگونی را با این هدف پخش میکنند. متأسفانه دستیابی به این شبکهها در کشور ما به سادگی امکانپذیر است؛ زیرا امکان تهیه و دریافت وسایل ماهوارهای با سهولت و قیمت نازل فراهم آمده است. البته باید توجه داشت که وقتی سخن از ماهواره به میان میآید، ابتدا مسائل ضد فرهنگی آن جلب توجه میکند، سپس مسائل سیاسی، علمی و ورزشی ایفای نقش میکنند. در این تحقیق نقش انواع رسانههای دیداری در ایجاد زمینههای بزهکاری و بزهدیدگی در کودکان مورد بررسی قرار گرفته است.
کلمات کلیدی: رسانه، رسانه دیداری، کودکان، بزهکاری، بزهدیدگی.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل اول:
کلیات تأثیررسانههای دیداری بر بزهکاری و بزهدیدگی کودکان

1-1- مقدمه
بسیاری از دانش پژوهان، متفکران و مصلحان اجتماعی، عصر حاضر را با نامهای متفاوتی چون عصرتکنیک، عصر ارتباطات، دهکده جهانی و رهبری از راه دور نامیدهاند. البته رهبری از راه دور نه تنها در مورد ماهوارهها و فضاپیماها صادق است، بلکه هدایت از مسافت دور به وسیله رسانه های دیداری در مورد انسان نیزصدق میکند. تا قرن بیستم رهبری و ارشاد انسان رویارو و براساس ارتباط بود، درصورتی که در حال حاضر ارتباطات یکطرفه و از راه دور صورت میگیرد به طوری که بین شنونده و گوینده یا بهتر بگوییم بین مؤثر و متأثر به طور نسبی فاصله زیادی وجود دارد. برخی معتقدند رسانههای دیداری دارای چنان قدرتی هستند که می توانند نسلی تازه را در تاریخ بشر به وجود آورند، نسلی که با نسلهای پیشین متفاوت است. تحقیقات انجام شده در شهر تهران حاکی از آن است که بیشتر تماشاگران این رسانهها کودکان زیر 15سال و بعد از آن بانوان خانه دار و سپس جوانان بالای 15 سال هستند. امروزه بررسی اثرات این وسایل از پیچیدهترین مباحث انحرافات اجتماعی است. به همین دلیل جامعه شناسان در صحت نتایج و پژوهشهایی از این قبیل تردید نشان میدهند. البته به خاطر تأثیر انکارناپذیر رسانههای دیداری در آموزش فرهنگسازی، القاء عقیده و غیره در زمینه اثر این وسایل در رفتار انسان تحقیقاتی به عمل آمده است، هر چند تحقیقاتی که بتواند اثرات تلویزیون، سینما، بازیهای رایانهای و ماهواره را در انحراف و بزهکاری و بزهدیدگی کودکان در کشور ثابت کند بسیار اندک است.
کودکان ما امروزه در خانه ای پا به دنیا میگذارند که رسانههای دیداری در آن به طور میانگین هفت تا هشت ساعت در روز روشن است و کودکان دیگر بیش از آنکه از مادربزرگها داستان و از پدربزرگها خاطره بشنوند این رسانهها هستند که داستانهای مربوط به انسانها، زندگی و ارزشهای آن را برای ایشان بیان می‌کنند.
رسانههای دیداری، امروزه به عنوان عمومیترین و پرمخاطبترین رسانه جمعی، سهم عمدهای در آموزش و تأثیرگذاری مستقیم و غیر مستقیم بر فرهنگ و روح و روان جمعی دارند. تأثیر پذیری اکثریت خاموش جامعه از تلویزیون، ماهواره و دیگر رسانههای دیداری بسیاری از اوقات فراغت کشورهای جهان سوم را با بحران فرهنگی روبرو کرده است به طوری که رسانههای دیداری هر روز تسلط بیشتری مییابند و باید نگران آثار مخرب این برنامهها بر کودکان و خانواده‌های خود باشیم. این حق ماست و می‌بایستی عکسالعمل نشان دهیم، اگر چه این رسانهها فی نفسه مطرود نیستند؛ اما برنامه‌های آنها در مجموع زیانبار بودهاند. در غرب به نوعی و در شرق به شکلی دیگر خطر اینگونه برنامههای مخرب و منحط احساس می‌شود.
متأسفانه ما فرزندانمان را با این رسانهها تربیت می‌کنیم، وقتی می‌خواهیم آنان را ساکت کنیم برای آنان تلویزیون روشن میکنیم و یا آنان را به تماشای برنامههایی که خودمان هم نمیدانیم چه هستند دعوت می‌کنیم. خودمان هم عادت کردهایم به آنچه پخش می‌شود فقط خیره شویم و نگاه کنیم. بشر با تولید، نیازمند به شناخت دنیای اطراف خود است و انتقال فرهنگ و روحیه مدنی میتواند به صورتی سالم و سازنده انجام گیرد، اما به نظر می‌رسد رسانههای دیداری یک مانع اصلی بر سر راه رسیدن به دنیای بهتر است. بنابراین ما بایستی از آثار سوء این جعبههای جادویی آگاه شویم و در ارتباط با آنها مسؤلیت خود را بپذیریم.
رسانههای دیداری می‌توانند دارای اثرات کاملاً مخرب باشند یا به صورت ابزار مفیدی در خدمت تعلیم و تربیت در آیند، ولی برای رسیدن به این هدف مفید باید هزینه و نظارت بسیار جدی انجام گیرد. البته ساخت برنامه‌های با ارزش وقت بیشتر و تخصص بالاتری لازم دارد. البته نمیتوان کودکان را برای زمانی که در مقابل این رسانهها صرف میکنند سرزنش کرد و اینکه آنها تقصیری ندارند که اطلاعات را به صورت دگرگون شده دریافت کنند.
جان کندری می‌گوید: قرار نیست که تلویزیون از بین برود. از سویی خیلی کم احتمال دارد که تلویزیون فضای مناسبی را برای اجتماعی کردن کودکان ایجاد کند.
در گذشته کودکان ناظر فعالیت بزرگترها بودند و آنچه را خانواده طی یک نسل به آنان آموخته بود الگویی برای نسل آینده میشد. اما اکنون باید دریابیم که کودکان از محیط اطراف خود چه چیزهایی را فرا می‌گیرند؟ عواملی که محیط اطراف آنان را می‌سازد چه نام دارد؟ و رسانه دیداری به عنوان یکی از این عوامل چه نقشی ایفاء می‌کند و چه باید بکند؟
انگیزه کودکان از نشستن در پای رسانه های دیداری با خواست بزرگترها فرق دارد. بزرگترها به اقرار خودشان برای سرگرمی به تماشای این رسانه ها می‌پردازند، ولی کودکان ضمن اینکه طالب سرگرمی هستند غالباً برای فهمیدن دنیای اطراف به رسانه های دیداری مینگرند. بزرگترها معمولاً اهمیت کمتری برای رسانهها قایل هستند و به آن با یک ساده باوری آگاهانه نگاه می‌کنند. تبلیغات این رسانهها روی شخصیت کودکان، باورهای کودکان و اعمال کودکان به شدت مؤثر میافتد. معمولاً‌ کودکان از دو سالگی تماشای فیلمهای کارتونی را شروع و تقریباً در 6 سالگی به تماشای تلویزیون و برنامه های کارتونی ماهواره که سرشار از انحرافات است عادت می‌کنند. یعنی قبل از اینکه به مدرسه بروند با این نوع رسانهها دوست می‌شوند.
به نظر میرسد ورود رسانهها به عنوان معلم به اعتبار معلم و معلمی پایان بخشیده است یا دارای این چنین قدرتی است؛ زیرا امروزه دانشآموزان در حالی قدم به مدرسه می‌گذارند که به شدت از تکنیک و اثرات روانی آنها متأثر شده اند و در حالی که مکانیسم تصویری و بصری این نوع رسانهها ریشه در اعماق آنان دوانده است، با سیستم کتاب و حروف چاپی وارد یک نزاع درونی و روانی میشوند که این درگیری قربانیان زیادی را می‌طلبد. کودکان و دانش آموزان که نمی توانند و یا نمی خواهند از طریق قرائت آموزش ببینند و یا اصولاً توانایی خواندن را ندارند، نوآموزانی که قادر به درک تسلسل منطقی حتی یک پاراگراف نیستند و نمیتوانند افکار خود را برروی چند جمله مکتوب متمرکز کنند دیگر قادر نیستند بیش از چند دقیقه به بیان شفاهی معلم و یا یک سخنرانی توجه کنند و ارتباط منطقی جملات و مطالب را به خاطر بسپارند و یا فراگیرند.
کودکان بر خلاف بزرگسالان که با دیگر رسانه‌ها هم ارتباط دارند، بیشتر با رسانههای دیداری در ارتباط هستند. به عقیده پژوهشگران علت علاقه کودکان به رسانههای دیداری این است که به آنان امکان میدهد تا در ماجراهای پشت پرده زندگی کودکانه خود رسوخ کنند و دنیا و مردم را بهتر بشناسند. وقتی کودکان ما به دنیا میآیند باید کار دشواری را انجام دهند و آن انطباق پذیری صحیح با دنیای بیرون است و این خانوادهها هستند که باید کودکان را برای این انطباق با دنیای بیرون آماده سازند. بنابراین وقتی کسی به کودکان کمک نمی کند که دنیای اطراف خود را را بشناسند آنان دست به دامان این رسانهها میشوند. زیرا در حال حاضر پدران و مادران وقت اینکه دنیای وسیع اطراف را به کودکان بیاموزند از دست داده اند و از سویی دیگر این رسانهها برای کودکان دست یافتنیترین دریچه به دنیای اطراف هستند. بنابراین رسانههای دیداری به کودک یک تصویر یا خیال دگرگون ارائه میدهند؛ زیرا در تلویزیون یا ماهواره بیننده بیشتر از آنچه می‌بیند تأثیر می‌پذیرد و این نگرانی در مورد کودکان و تأثیری که بر آنان میگذارد بیشتر وجود دارد.
حال در این تحقیق تأثیر سرسانههای دیداری چون تلویزیون، سینما، بازیهای رایانه ای و ماهواره در بزهکاری و بزهدیدگی کودکان مورد بررسی قرار میگیرد.
1-2- بیان مسأله
مسأله بزهکاری و بزهدیدگی کودکان و نوجوانان از جمله مسائل بغرنج اجتماعی است که دنیای امروز را شدیداً به خود مشغول داشته است. بیش از یک قرن پیش یعنی از اواخر قرن نوزدهم ارتکاب جرم و جنایت از ناحیه کودکان و نوجوانان در کشورهای بزرگ صنعتی جلب توجه نموده است. از آن هنگام تا نون در ممالک مترقی جهان اکثریت محققین، جامعه شناسان، جرم شناسان، روانشناسان، روانپزشکان و متخصصین تعلیم و تربیت برای یافتن راه حلی برای جلوگیری از بروز تبهکاری در میان کودکان و نوجوانان بودهاند. درحال حاضر در بسیاری از محافل رسانهای بزهکاری و بزهدیدگی کودکان و لزوم پیشگیری از آن به صورت بحث روز در آمده است. درباره علت افزایش بزهکاری و بزهدیدگی در روزگار ما عقاید مختلفی ابراز شده است. پاره ای از محققین ازدیاد جرم و جنایت را در جهان امروز از اختصاصات جوامع متمدن کنونی دانسته و معتقدند به همان نسبتی که بشر با تمام توان به سوی ترقی و تکامل صنعتی و مادی پیش تاخته و از معنویت دور می شود به همان نسبت نیز تبهکاری، قانون شکنی، بزهکاری و ارتکاب اعمال ضد اجتماعی در جوامع صنعتی گسترش یافته و از سکون و آرامش معنوی در این گونه اجتماعات کاسته میگردد (صلاحی 1387، 17).
بدون شک یکی از علل افزایش بزهکاری و بزهدیدگی کودکان در دهههای اخیر را شاید بتوان رشد فراگیر رسانههای دیداری همانند تلویزیون، ماهواره، اینترنت و سینما دانست. رسانههای دیداری از جمله رسانههای گروهی هستند که ضمن داشتن محاسن و مزایای فراوان آموزشی، هنری، تفریحی، القاء عقیده، سازمانیابی، کسب مهارت، سرگرمی، آگاهی و غیره بد آموزی های اجتماعی را نیز به همراه دارند. برخی از فیلمها و سریالهای تلویزیونی مشوق فرار از خانه هستند. روحیه استقلال طلبی غیرمنطقی در سنین کودکی، تنوعطلبی، عدم رعایت احترام نسبت به والدین، پرخاشگری نسبت به بزرگترها، ترویج فرزند سالاری، مادی گرایی و حتی نمایش فرار جمعی از جوانان بدون نمایش صحیح پشیمانی و ندامت آنها میتواند در شیوع این پدیده مؤثر باشد (صلاحی 1387، 17).
رسانههای دیداری جزو وسایل ارتباطی محسوب میشوند که در آنها در اکثر اوقات ارتباط یک طرفه آن هم از سوی کارگردان به سوی مصرفکننده شکل میگیرد و این کارگردان است که قادر است آنچه را که خود خواهان آن است در اختیار مصرفکننده قراردهد. در ارتباطات دیداری به جای دیالوگ (گفتگوی دوطرفه) یک حالت منولوگ (گفتگوی یک طرفه) وجود دارد. این رسانهها معمولاً ارزشهای کلان جامعه و جنبههای هنری خرده فرهنگها را به مردم عرضه میدارند. مثلاً در فیلم ها تأکید روی ارزشهای کلان چون میهن دوستی، وظایف افراد به عنوان پدر، مادر، فرزند، شوهر یا مسائل دینی است. الگوهای خرده فرهنگ مانند تبلیغات تجاری، مقررات و آیینهای گروهی قشر خاص از طریق رسانههای دیداری به اعضای جامعه کلان منتقل میشود. پیر و جوان، زن و مرد به طور پیوسته تحت تأثیر تصاویر و گفتار برنامههای سینمایی و تلویزیونی قرار میگیرند. روزانه صدها فیلم مملو از اعمال خشن پر از قساوت و شقاوت در مقابل چشمان مصرفکنندگان قرار میگیرد و تأثیرات خود را بر روی رفتار، کردار، پندار و عواطف مصرفکنندگان میگذارد. این وسایل ارتباط جمعی جدید ابزاری بس نیرومندند که می توان از آنها در راه خیر و شر با تأثیری شگرف سود برد و چنانچه کنترل مطلوب وجود نداشته باشد امکان استفاده از این وسایل در راه شر بیشتر از خیر است (ستوده 1373، 203).
در حال حاضر تقریباً در تمام کشورها به ویژه کشورهای در حال رشد تعداد نسل جوان بیشتر و دلبستگی آنان بر رسانههای دیداری فزونتر میشود. همانگونه که قبلاً نیز اشاره گردید تحقیقات انجام شده در شهر تهران حاکی از آن است که بیشتر تماشا کنندگان تلویزیون کودکان زیر 15سال و بعد از آنان بانوان خانه دار و سپس جوانان بیشتر از 15سال هستند که نشان دهنده علاقه زیاد کودکان به رسانههای دیداری میباشد (شیخاوندی 1373، 343).
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
رسانه وسیلهای است که پیام را منتقل می کند و عبارت است از هر وسیلهای برای برقراری ارتباطات. رسانه حامل یا واسطه پیام است. او به نام خود صحبت نمیکند از طریق او صحبت میشود. رسانه های دیداری گستردگی بسیار وسیعی را در بردارند. در حال حاضر تأثیر رسانههای ارتباط دیداری از خانواده، مدرسه و گروه همسالان نیز بیشتر است. کودکان در تمامی کشورهای جهان به عنوان آینده سازان آن کشور محسوب میشوند و برای اینکه نسل جوان و بزرگسال در یک کشور نسل عاری از هرگونه مشکلات رفتاری و بزهکاری و بزهدیدگی باشد به نظر می رسد برنامهریزی مناسب برای کودکان میتواند نسل آینده را از این مشکلات رهایی بخشد. کودکان به دلیل داشتن باطنی صاف تحت تأثیر عوامل مختلف قرار دارند؛ اما در زمان حاضر کودکان تحت تأثیر شدید رسانه های دیداری میباشند. کودکان رفتارهای خود را از رسانههای دیداری الگو میگیرند و بیشتر اوقات خود را صرف دیدن رسانههایی مانند تلویزیون میکنند. بنابراین اگر رسانهها رفتاری خشن و بزه آلود را نمایش دهند به طور قطع بر روی کودک تأثیرات منفی خواهد گذاشت. محققین اهمیت فوق العادهای را برای کودکان و نوجوانان قائل هستند و بر این باور هستند که برای داشتن جامعهای که جرم در آن کاهش یابد باید از دوران طفولیت بر روی طفل اقدامات مختلفی انجام گیرد که ذهن او از بزه دور بماند. اگر کودک در محیطی سالم پرورش یابد احتمال اینکه در آینده مرتکب جرم شود کمتراست. رسانهها نقشهای متعددی را در حیات اجتماعی بر عهده دارند. از جمله صحنهای را ایجاد میکنند که حیات سیاسی در آن نقش دارد، فرهنگ بال میگستراند، مدها جولان میدهند، سبکهای تازه و هنجارهای زندگی رخ مینماید. البته در میان وسایل ارتباط دیداری، ماهواره قدرتمندترین وسیله محسوب میشود که سلطه خود را اثبات کرده و شاید بتوان گفت همه افراد به نوعی ازآن استفاده میکنند. به نظر میرسد اطفال و نوجوانان نیز بیشتر تحت تأثیر رسانههای دیداری میباشند.
طبیعت کودک طوری است که کمتر سراغ رسانههای نوشتاری و شنیداری میرود. بنابراین توجه به این قشر از جامعه اهمیت فوق العادهای دارد و هرگونه سستی میتواند آثار زیانباری داشته باشد. در میان عوامل جرمزایی که در محیط پیرامون کودکان وجود دارد رسانههای دیداری از اهمیت خاصی برخوردارند.
اگر عوامل جرم زا را به دو دسته عوامل فردی و محیطی تقسیم کنیم، با توجه به نقش رسانه های دیداری که به عنوان یک عامل محیطی محسوب می شود به نظر میرسد رسانههای دیداری هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم در جرم زایی کودکان مؤثر هستند. از یک طرف به عنوان یک عامل محیطی بسیار مؤثر عمل مینمایند که این امر به دلیل ضعف روحی و روانی کودک و رویکرد فعال و تأثیرگذار رسانههای گروهی میباشد و از یک طرف به صورت غیر مستقیم و ازطریق تأثیر بر والدین و محیطهای دیگر که پیرامون کودک قرار دارند باعث جرم زایی در کودکان میشود.
امام (ره) ارزش فوقالعادهای برای کارکرد تربیتی رسانههای جمعی قایل بودند و در فرصتهای مختلف برای تبیین و تشریح این موضوع برای فعالان رسانههای جمعی از یک سو و مخاطبان و خانوادهها از سوی دیگر تأکید داشتند به طوری که آن بزرگوار در یکی ازسخنرانیهایشان فرمودند: تمام رسانه ها مربی یک کشور هستند و باید تربیت کنند کشور را. امام خمینی با نگاهی به این موضوع در یکی ازسخنرانیهایشان خطاب به اهالی رسانه میفرماید: ما با رادیو مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم، ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست با آن مخالفیم. نقش هدایت و آموزش رسانههای جمعی همواره مورد توجه پیر انقلاب بوده و ایشان برضرورت تلاش اهالی رسانه برای ارشاد آحاد مختلف مردم در راستای ترویج اسلام ناب محمدی (ص) و پرهیز آنان از دامن زدن به تهیج افکار عمومی تأکید داشتند (احمدی 1392، 15).
1-4- اهداف تحقیق
1- شناخت تأثیر رسانه های دیداری بر بزهکاری و بزهدیدگی کودکان به ویژه:
– میزان تأثیرخانواده، جامعه و دوستان در افزایش یا کاهش گرایش کودکان به رسانههای دیداری در جهت سازنده یا مخرب بودن.
– نقش رسانه ها در تحریک به بزهکاری و بزهدیدگی کودکان.
– نقش رسانه ها در تسهیل بزهکاری و بزهدیدگی کودکان.
2- راهکارهای کنترل یا کاستن تأثیر مخرب رسانه های دیداری بر بزهکاری و بزهدیدگی کودکان.
1-5- تعاریف واژه‏ها
الف- رسانه
رسانه در لغت مشتق شده از فعل رسیدن به معنی وسیله رساندن آمده است. رسانه بیشتر با قید گروهی میآید و رایج میان مردم همان رسانههای جمعی یا گروهی است (دهخدا 1377، 1643:2).
انواع آن به صورت رسانههای صوتی، تصویری، گروهی و همگانی بیان شده است که همگی منسوب به رسانه است (دهخدا 1377، 1643: 2).
اما در اصطلاح رسانه اساساً وسیلهای فنی و فیزیکی برای تبدیل پیام به علایم قابل انتقال در مجرا است. خصوصیات فنی و فیزیکی یک رسانه بواسطه ماهیت مجرا و یا مجاری موجود برای استفاده تعیین میگردد (فیکس 1384، 32).
به عبارتی رساتر، رسانهها تأسیسات و سیستمهای فنیای هستتند که ارسال، نقل و انتقال، ارتباط، دریافت یا کنترل علائم الکترومغناطیسی یا تصویری یا نوشتاری را که اطلاعات نامیده میشوند، میسر میسازند (اسپیس و وید 1397، 4).
ب- رسانه دیداری
رسانه ای است که هم به حس بینایی و هم شنوایی وابسته است و استفاده از آنها به ابزارهای دیگری وابسته است مثلاً برای استفاده از آن باید از تلویزیون، ویدیو، سینما یا رایانه استفاده کرد. مهم ترین منابع دیداری عبارتاند از فیلمهای سینمایی، فیلمهای ویدیویی، فیلمهای بر روی دیسک های نوری و منابع چند رسانهای. همچنین این رسانهها زبان طبیعی را که شامل کلمات اصطلاحات محاوره ای و کلمات دست و صورت و غیره است به کار میبرند. رسانه های دیداری محدود به زمان حال، مکان حاضر و مولد اعمال ارتباطات هستند (فیکس 1384، 32).
ج- کودکان
از نظر عرف دوره کودکی پس از نوزادی شروع و تا رسیدن به سن بلوغ ادامه دارد. حد فاصل میان نوزادی تا بلوغ را عرف، دوره کودکی مینامد. همچنین بلوغ با پیدایش یکی از 5 وضعیت برای طفل حاصل میشود که عبارت است از روئیدن موی در بعضی قسمتهای بدن، (درصورت، زیر بغل و اطراف آلت) احتلام در پسران و حیض در دختران، رسیدن به سن 9 سال تمام قمری در دختران و 15 سال تمام قمری در پسران و استعداد با رور شدن دختران خواهد بود. اگر این ویژگیها در کسی مشاهده نشود کودک است والا نوجوان یا جوان خواهد بود.
البته کنوانسیون حقوق کودک نیز کلیه افراد کمتر از 18سال را کودک نامیده است و همچنین لایحه قانون تشکیل دادگاه اطفال و نوجوانان کودک را شامل افراد زیر 18سال میداند (امیری 1388، 1).
د- بزهکاری
بزهکاری در لغت به معنای عصیان و گناهکاری آمده است (دهخدا 1377، 94: 2)
البته در فرهنگ سخن بار معنایی این لغت افزایش یافته و به آن کس که، عملی خلاف قانون انجام داده است را بزهکار میگویند. بزهکاری به معنای ارتکاب عملی غیرقانونی که از نظر دادگاه ثابت و گناهش مسلم است به کار میرود. اما بزهکاری از نظر اصطلاحی را نباید مترادف با مجرمیت بدانیم، چرا که جامعه با همه قانون شکنیها، برخورد یکسانی ندارد و برخی از آنها را کمتر از دیگر رفتارها خطرناک میپندارد. به همین شکل قوانین جزایی، سوء نیتی را که در رفتارهای مجرمانه بزرگسالان میبینند، در کودکان و نوجوانان مشاهده نمی کنند و این رفتارها را ذیل عنوان خاص بزهکاری از نوع جرم های ناشی از غفلت یا قصور در انجام وظیفه بر می شمرند (نجفی ابرندآبادی 1374، 83).
با این حال در مطالعات تجربی جرم و کجروی، را مطلقاً برای اشاره به بزهکاری به کار میگیرند (نجفی ابرندآبادی 1374، 83.)
ذ- بزهدیدگی
در مورد بزه دیده تعاریف مختلفی ارائه شده است. بزه دیده ‌شناسی را دکتر کی‌نیا چنین تعریف می‌کند: بزه دیده ‌شناسی یا مجنی‌علیه شناسی شاخه جدیدی از جرم‌شناسی است که به بررسی قربانی مستقیم جرم می‌پردازد. بنابراین شناخت بزه دیده و آنچه به او مربوط می‌شود موضوع این دانش‌ نوین است. در این دانش شخصیت، صفات زیستی، روانی، اخلاقی، خصوصیات اجتماعی و فرهنگی بزه دیده و سهم او در تکوین جرم و رابطه‌اش با مجرم مورد بررسی قرار میگیرد. با این حال عمل قربانی کردن مجرمانه را بزه دیدگی میگویند. عمل مجرمانه‌ای که شخص قربانی آن می‌گردد می‌تواند قتل، سرقت، تجاوز به عنف و بسیاری از جرایم دیگر باشد، فردی هم که قربانی چنین عمل مجرمانه‌ای قرار می‌گیرد ممکن است زن، مرد، پیر یا جوان باشد به عبارتی همان ‌گونه که جرایم متنوع هستند بزهدیدگان هم متنوع و گوناگون اند (مرتضوی 1376، 13).
بزه دیدگی یا بزه دیده واقع شدن معادل اصطلاح victimization میباشد به معنای قربانی، کسی که طرف جرم یا شبه جرم واقع شده است مثل قربانی سرقت. البته بزهدیدگی اصطلاحی عام بوده، در محدوده علوم اجتماعی، تکنولوژیکی، حقوق جزا و جرم شناسی قابل بررسی است. زیرا افراد ممکن است به واسطه خطرهای اجتماعی، صنعتی و زیست محیطی بزه دیده واقع شوند که کلیه این موارد در بحث بزه دیده شناسی مورد توجه قرار نمی گیرند. بدین ترتیت لازم است حدود و ثغور بزه دیدگی یا بزه دیده واقع شدن را مشخص نماییم؛ بزه دیدگی مستلزم عدم تعادل در وضعیت فیزیکی و قدرت است، در این رویارویی بزهکار و قربانی کننده قوی و بزه دیده و قربانی شونده ضعیف است و به قول دکتر عزت عبدالفتاح بزهدیدگی نوعی رویارویی است که در آن یک طرف بر طرف دیگر غلبه و بر وی صدمه وارد میکند (بیگی 1388، 44).
1-6- کاربردتحقیق
– آموزش و پرورش برای استفاده در مدارس و دیگر مکانهای آموزشی
– دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی در شناخت جنبههای آموزشی و پژوهشی
– بهزیستی برای جلوگیری از انحراف در کودکان بی سرپرست یا بد سرپرست
1-7- سؤالات تحقیق
1-آیا رسانههای دیداری اصولاً توان ایجاد زمینه های بزهکاری و بزهدیدگی در کودکان را دارند ؟
2-رسانههای دیداری با چه شیوه هایی در تحریک یا تسهیل بزهکاری و بزهدیدگی در کودکان، ایفای نقش میکنند ؟
1-8- فرضیات تحقیق
1-رسانه های دیداری عمداً یا سهواً برنامههای مختلفی را که زمینه ایجاد بزهکاری و بزهدیدگی در کودکان است تدارک میبینند و کودکان نیز بخش زیادی از رفتارهای خود را با تأثیرپذیری از این رسانهها مرتکب میشوند.
2- با فرض مثبت بودن پاسخ فرضیه اول رسانههای دیداری با شیوههای مختلفی خواسته یا ناخواسته کودکان را به سوی بزهکاری یا بزهدیدگی تحریک میکنند. اگر چه این فرض خلاف رسالت یک رسانه تلقی می شود ولی با گشایش دست دولت مردان و ضرورت تحمیل سیاستهای فرهنگی امروزه به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل شده است. همچنین این رسانه ها با به تصویر کشیدن مکرر جلوه هایی از بزهکاری و بزهدیدگی کودکان تماشاگر خود را به سویی سوق می دهند تا به این باور برسند که در اصطلاح با انجام یا ترک این باید و نباید شرعی یا قانونی توسط افراد هیچ خللی در نظم طبیعت وارد نمیشود بلکه گاهی اوقات بارنگ و لعاب دادن آن یا توجیه های سینماگرایانه وقوع چنین فعالیتی را ضروری نیز میانگارند.
1-9- قلمرو تحقیق
1-9-1 قلمرو زمانی
قلمرو زمانی این پژوهش 1392-1390 می ‏باشد.
1-9-2 قلمرو موضوعی
قلمرو موضوعی این پژوهش شناخت عوامل مؤثر بر تأثیر رسانههای دیداری بر بزهکاری و بزهدیدگی کودکان میباشد.
1-10- روش انجام تحقیق
نوع روش تحقیق ، توصیفی- تحلیلی میباشد. گام اول در تحقیق آگاهی از کمیت و کیفیت منابع و مأخذی است که در خصوص آن موضوع وجود دارد. قبل از ارائه و تصویب ، مدت زمان قابل توجهی به این امر اختصاص یافته و پس از اطمینان از وجود منابع لازم و تصویب موضوع اقدام به فیشبرداری و جمع آوری مطالب میکنیم.
در بخش توصیفی به بیان مفاهیم و تعاریف پرداخته که در آن از روش کتابخانهای استفاده شده و در این راستا به دستهای از منابع شامل کتب، مقالات و منابع اینترنتی مراجعه شده است. پس از بیان و بررسی بخشهای توصیفی، تحلیل و جمع بندی، نتیجه تحقیق بیان میگردد.
1-11- سازماندهی تحقیق
در انجام این پایان نامه برای حصول نتیجه مطلوب، مطالب در 5 فصل کلی تنظیم شده است.
در فصل اول کلیات تأثیر رسانههای دیداری بر بزهکاری و بزهدیدگی کودکان
در فصل دوم ادبیات و تاریخچه رسانه ها و تاریخچه بزهکاری و بزهدیدگی کودکان
در فصل سوم رسانه های دیداری و تحریک و تسهیل بزهکاری و بزهدیدگی در کودکان
در فصل چهارم نقش انواع رسانههای دیداری در ایجاد زمینههای بزهکاری و بزهدیدگی درکودکان


پاسخ دهید